تبليغاتX
زرد ملجه

زرد ملجه

برگی از دفتر گیلمردی دیگر

زندگان...

زندگي كردن من مردن تدريجي بود   آنچه جان كند تنم عمر حسابش كردم

اندر حكايت مرگ :

 

فرويد

_ هدف همه ي زندگيها مرگ است.

 

بودا

_ حيات بشر چون شبنم است كه از روي برگ گلي مي لغزد و مي افتد.

 

ادوارد يانگ

_ زندگي ما زنجيري است مركب از چندين مرگ.

 

جان دن

_ مرگ هر انساني جانم را مي كاهد؛

چرا كه من با تمامي بشريت درهم آميخته ام،

وبدين سان هرگز نمي پرسم

كه ناقوس ها براي كه مي نوازند؛

چرا كه مي دانم براي توست.

 

سقراط

_ از مرگ نترسيد كه تلخي آن از ترس از آن است.

_ بايد از زندگي غمناك بود و از مرگ شادمان؛ زيراكه حيات ما براي مرگ است و مرگ ما براي حيات.

 

ابوالعلا معري

_ اعتراف مي كنم كه به اجبار به دنيا آمده ام و به اجبار از دنيا مي روم.

_ بر زمين آهسته قدم بگذاركه به نظر من جز انسانهاي خاك شده چيزي روي زمين نيست.

_ زندگي مرضي است كه دارويش مرگ است...

زمين نيز مانند ما هرروز به جستجوي خوراك است

و از گوشت و خون اين مردم ميخورد و مي آشامد.

 

موريس مترلينگ

_ شب مانند يك ماده گرگ گرسنه، با دندانهاي خود ساعات زندگي ما را مي بلعدو مرگ، مارا

از گوشه ي چشم با دقت نگاه مي كند.

_ تمام اشتباهات ما درباره ي مرگ از آنجا ناشي مي شود كه خيال مي كنيم دردو رنجي كه ماقبل از مردن مي كشيم مربوط به مرگ است، در صورتيكه چنين نيست و تمام دردورنج ما مربوط به زندگي است؛ زندگي موجب دردو رنج مي شود و مرگ پايان دردهاست.

 

׀ +׀ نویسنده: محمد رحمتی ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 ׀ موضوع: ׀

؟

 

چیست زندگی؟

دالانی که فراموشی را در خود انبار می کند

سیلابه ای

              که به راهی از پیش آمده

                                آسیمه سر

                               به دره ای تار یک می رود.

 

" شمس لنگرودی "

׀ +׀ نویسنده: محمد رحمتی ׀ تاریخ: سه شنبه بیستم تیر 1385 ׀ موضوع: ׀

لب

بارها لبم رو گذاشتم روی دستی که از فرط بی حوصلگی روی بالشت کهنه ی بچگیهام ولو بود ولی هیچکدوم حس و حال این بارو نداشتن.

باران

که در لطافت طبعش

                           خلاف نیست

ویران کرده لانه ی

                       مورچگان را

"شمس لنگرودی"

ــ آره شمس عزیز،بدجوری هم ویران کرده...

بارها لبم رو گذاشتم روی لب سیگاری که از فرط بی حوصلگی فقط بهش یه پکی می زدم ولی هیچکدومشون حس و حال این بارو نداشتن.

 ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز

کان سوخته را جان شدو آواز نیامد

این مدعیان در طلبش بی خبرانند

آن را که خبر شد خبری باز نیامد

"شاید، سعدی"

بارها لبم رو گذاشتم روی تاقچه ای که هرگز اتاقم نداشت و خیره شدم به آدمهایی که با پاهای زاویه ی ۳۰ درجشون جلوی خط مقدم چشمم رژه می رفتن ولی هیچکدومشون پاهای زاویه ی ۶۰ درجه نداشتن! نمی دونم اصلا چرا باید پاهای آدم جماعت زاویه داشته باشه؟می دونی با همه ی این عشق و حالی که از همون پنجره ی بدون تاقچه می کردم ولی هیچکدومشون حس و حال این بارو نداشتن.

بارها لبهایم را بر لب دیوار گذاشته ام

تو آمدی با سبدی از

                            یا سین و ان یکاد

پایت را بر فرق سرم نهادی

¤ ای کاش

              خونابه را دوست میداشتی

              نازنینیم.

׀ +׀ نویسنده: محمد رحمتی ׀ تاریخ: دوشنبه دوازدهم تیر 1385 ׀ موضوع: ׀

ر یگهای ودا

شاید ، باید

                رفت

شاید ، باید

                برود

 ¤ مانده ام در تاریکی

انتظار سوسویی ، مرا نیست

 ¤ شاید ، باید

                 می رفت

شاید ، باید

                برود

                           *        *        *

خسته ام از توان با تو بودن

                          *         *        *

شب رفت و

                ستاره ها به جا ماندند

آسمان نیلی شد و

                          ماه یادگاری شب

ــ باید بروم .


من ماندم و

              دره ای بر دوش

              بی آنکه

                         کوهی را کنده باشم

׀ +׀ نویسنده: محمد رحمتی ׀ تاریخ: دوشنبه پنجم تیر 1385 ׀ موضوع: ׀

در باره من

من اینجا بس دلم تنگ است.
وهر سازی که می بینم بدآهنگ است.
بیا ره توشه برداریم،
قدم در راه بی برگشت بگذار یم ؛
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟


منوی اصلی

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفایل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· 13 نحس/سبزها را قرمز کردند
· هشت هشت هشتادوهشت
· پیشکشی، نخ نما
· ReNeW
· اشکی در گذرگاه تاریخ
· زندگی به همین سادگیست
· لطفا فاصله را رعایت فرمایید
· The Election
· بیایید تا، چنار باشیم
· تا باد چنین بادا


لینکهای روزانه

· وب سایت حامیام میرحسین موسوی
· نامه سرگشاده هاشمي رفسنجاني به رهبری
· وب سایت هاشمی رفسنجانی
· زندگینامه اکبر هاشمی رفسنجانی
· زندگینامه محمود احمدی نژاد
· زندگینامه مهدی کروبی
· زندگینامه محمد خاتمی
· زندگینامه میرحسین موسوی
· روزنامه اعتماد ملی
· حزب اعتماد ملی
· قلم
· کلمه
· ميوه کـــاری
· گیاهان طلایی
· گیلانیکا
· هفتــان
· قفسه
· گیلان نیــوز
· شعر نو
· شمــــالیهــا
· مولانا
· حافظ
· اخوان ثالث
· احمد شاملو
· سيد علي صالحي
· فروغ فرخزاد
· حسين پناهي
· سهراب سپهري
· صادق هدايت
· فريدون مشيري
· بزرگ علوي
· نادر ابراهيمي
· هوشنگ گلشيري
· يدالله رويايي
· عباس معروفي
· خسرو گلسرخي
· منيرو رواني پور
· شيون فومني
· شفيعي كدكني
· آواي آزاد
· پرتال گردشگری ومیراث فرهنگی استان گیلان
· IRANACTOR
· تاریخ فراموش شده ی ایران
· عكاسي
· گلستانه
· كارنامه
· ادبكده (بانك ادبيات فارسي)
· كانون زنان ايراني
· گل آقا
· شیرین عبادی


آرشیو موضوعی

· دست ساییدن...
· ندانم من دگر چون شد!
· گیل نامه
· پاییز
· آه...
· دهکده
· یک نابغه(هیتلر)
· سه رنگ
· گیلون
· نوروز
· عیدی
· خاکستری
· ژگله
· نوگل من
· دریوزه
· فقط یک خاطره
· من...
· خسرو گلسرخی
· ریگهای ودا
· لب
· ؟
· الف.بامداد
· حکومت نظامی
· طرد
· گیـــــــلان
· پاسارگادعزیز
· دلتنگی ها
· ســاز
· قلعــه رودخان
· اوستـــا


لینک دوستان

· پوریا
· دایی مسعود
· مصطفی
· امیرحسین و ارژنگ
· منوچهر
· نیما
· پژمان
· داوود
· یاسر
· شبگرد
· علی
· مينا
· دریانورد
· رها و حوا
· رها
· رها(II)
· Melancholya
· بهنام محرك
· گیلکون ادبیات وفرهنگ وغیره
· پیک املش
· مریم پالیزبان
· مریم پالیزبان(II)
· سرگردان - بیگانه
· کـــلاچای لطـــره
· آراز
· علیرضا جعفری
· اهل کاسپین
· من بچه ملّا
· فلان بن هیچکس
· افاضات
· کدئین
· عمیدالملک
· محبوبه آب برین
· قالب وبلاگ


امکانات





طراح قالب

Template By: Tempha.com