شمس لنگرودی :
از رودخانه ی مردگان، بسیاری کسان گذشتند
بی آنکه به چرکاب عدم آلوده شوند
بسیاری کسان
بر گردونه ی زرین ستاره یی در روشنای جاودانه
گریختند
وچهره ی زیبایشان
در خاطره ای نپایید
بسیاری ـ چون مسیح ـ
جهانی را،نبوده به جلوه ی خود آراستند
ما،زادراه غبارآلود و غریب مان را به کدام
دکانی بسپاریم!
آه ، قاضیان !
ترازوی زرد زرین
در این آفتاب تفته
هم از موم بود. |